کاش میشد نباشه،کاش یا ما بمیریم یا اونهم جسمی هم روحی دارم از پا درمیامتازه فهمیدم که مشکلش با من چیهاون مریض،معتاد به خیانتو من سدیم واسه کثافت کاریاش،همه یه درد و مرضش همینامروز بهش گفتم تو واسه خودت زندگی کن منم واسه خودم،هرکاری دلت میخواد بکن،منم هرکاری دلم بخواد میکنمو دردناک تر از همه چی...اینکه هیچی نگفت،اعتراضی نکردیه استرسی کل وجودمو گرفته،حالم خیلی بدو اونمث گراز خواب بهخواب رفته و بجای خروپف،عربده میکشهو من چقدررررررررر دلم مرگ میخوادالان به یه آدم نیاز دارم که بغلم کنه،نوازشم کنه
برچسب:
نویسنده: pesarakam401
تاريخ: جمعه
26 تير
1405 ساعت: 15:12